خوداشتغالی و کارآفرینی: رویا یا واقعیت؟
امین جعفری امین جعفری
1397/07/21 11:02 136 0

خوداشتغالی و کارآفرینی: رویا یا واقعیت؟

 ما چطور تصورش می‌کنیم و واقعاً چطور هست؟

بگذارید با شما صادق باشم، من نظر خوبی نسبت به کارمند بودن ندارم. من تا به حال در 6 شرکت و موسسه کار کرده‌ام و هیچکدام از آنها را دوست نداشتم.

من از اینکه هیچ کنترلی بر روی کاری که انجام می‌دهم نداشته باشم، متنفر هستم. من از محدود شدن کارها و مجبور شدن به انجام یک کار خاص ، لذت نمی‌برم.

جواب این سوال‌ها به نظر من بسیار ساده است. من باید خوداشتغالی و کارآفرینی را آغاز می‌کردم. من باید می‌توانستم خودم فضای کاری خودم را درست کنم.

پس همین کار را هم کردم. سعی کردم یک استارت‌آپ متفاوت را شروع کنم. با گروهی از افراد هم‌گروه شدم. من روی پروژه‌های دیگر هم به تنهایی کار می‌کردم. اما بیشتر از هر چیزی من روی وبلاگ خود تمرکز می‌کردم، چرا که آن را بیشتر از بقیه کارها دوست داشتم و از آن لذت می‌بردم.

بعد از چندین سال فهمیدم که بازاریابی اطلاعات آن چیزی است که دلم می‌خواهد.

و مثل خیلی از مردم، هنوز نتوانسته‌ام کسب و کاری را بسازم که حتی نزدیک به تصوراتم باشد. درواقع، محیط کاری من با اضافه کاری، استرس و اضطراب ساخته شده است.

ولی می‌فهمم که من تنها نیستم.

کارآفرین شدن (حتی در مورد کسانی که سالهاست کسب‌وکاری را شروع کرده‌اند) در تمام دنیا یعنی درگیر مشکلاتی مشابه شدن. و این مقاله هم درمورد همین موضوع است.

تصور شماره 1:

آزادی زمانی

آزادی زمانی در خوداشتغالی

در کارآفرینی، تصور می‌کنیم که محدود به زمان مشخص شده‌ای نیستیم که از قبل به ما داده شده است. در مواقع عادی، استراحت می‌کنیم و کارهایی را انجام می‌دهیم که همیشه می‌خواستیم انجام دهیم. جاهایی را می‌بینیم که همیشه می‌خواستیم ببینیم.

حقیقت چیست؟

بیشتر از همیشه کار می‌کنیم. حس می‌کنیم کارها بسیار زیاد هستند و هیچوقت زمان کافی برای انجام دادن همه آنها را نداریم.

 متأسفانه خیلی از افراد کارآفرین در آغاز کار خود نمی‌توانند سیستمی را پیاده کنند که میزان درگیری غیرضروری توسط خودشان را از بین ببرد یا حداقل آن را به پایین‌ترین سطح کاهش دهد.

آنها کسب و کارشان را حول محور خودشان می‌سازند، برای همین همیشه نیاز به توجه و مدیریت موشکافانه خودشان دارد. چرا؟

زیرا به جای اینکه کار یک موجودیت جدا از پایه‌گذار آن باشد، به گونه ای طراحی شده که همچون افزونه ای متصل به پایه گذار آن کسب و کار است!

در نتیجه مؤسس همیشه احساس فشار می‌کند. باید هزینه‌هایی پرداخت شود. مشتری‌ها باید خوشحال نگه داشته شوند. موقعیت‌ها نباید از دست بروند.

 و همه چیز را باید شما مدیریت کنید.

تصور شماره 2:

پتانسیل حجم درآمدی نامحدود

درآمد نامحدود در خود اشتغالی و کارآفرینی

همه ما می‌دانیم که به عنوان یک کارمند، زمان خودتان را با پول عوض می‌کنید. اما به عنوان مالک یک کار، شما پتانسیل در آوردن میزان نامحدودی پول را دارید.

شاید رسیک بیشتری داشته باشد. اما اگر موفق شوید، آزادی مالی واقعی را به دست می‌آورید.

نوعی از آزادی مالی که کارمندها (مگر اینکه به لیست 500 مدیرعامل جهان برسند) هیچوقت تجربه نخواهند کرد.

واقعیت چیست؟

برای یک کار مشخص، ما معمولاً پول کمتری نسبت به یک فریلنسر یا مالک کسب‌وکار به دست می‌آوریم. بسته به پیشرفتی که داشته‌ایم، ممکن است گاهی اصلا درآمد هم نداشته باشیم.

ما کار می‌کنیم و کار می‌کنیم و کار می‌کنیم.

اما هیچوقت پاداشش را نمی‌گیریم.

اگر قبلاً حس کرده‌اید برده رئیس‌تان هستید، حالا برده رئیسی ترسناک‌تر هستید- پول.

هرچه جلوتر می‌رود، بیشتر به دنبال انجام کارهایی هستیم که حتی کمی بیشتر پول درآوریم. هر چه بیشتر کار می‌کنیم، بیشتر از قبل طرح اصلی کسب‌وکارمان را گم می‌کنیم.

روزهای ما بیشتر از قبل با چیزهایی پر می‌شود که نه می‌خواهیم آنها را انجام دهیم، نه لزومی برای انجامشان هست.

اما راهی برای فرار از آن وجود ندارد. قبض‌ها را باید پرداخت کرد.

تصور شماره 3:

توانایی انجام آنچه دوست دارید

انجام کارهای دلخواه در کارآفرینی و خوداشتغالی

شاید شما یک توسعه دهنده و برنامه‌نویس بازی هستید که دوست دارید آنقدر آزادی خلاق داشته باشید که بازی‌ای که همیشه دوست داشتید بازی کنید را بسازید. یا یک معمار هستید که می‌خواهد روش‌های خلاقانه جدید را در رشته خود امتحان کند. یا یک مشاور بازاریابی هستید که مسئله و کمبودی را در رشته کاری‌اش پیدا کرده است.

بیشتر افرادی که وارد یک شغل می‌شوند در گذشته تجربه‌ای شبیه به آن را داشته‌اند. آنها کارکشته‌های هستند که حالا به پایه‌گذار یک شغل جدید تبدیل شده‌اند.

 در کار قبلی، آنها حس می‌کردند با قوانین محدود شده‌اند. از انتظارهای رئیس گرفته تا پیشرفت کم به دلیل محدودیت‌های کارهای اداری.

چیزی که این افراد می‌خواهند آزادی کار کردن بر روی کل پروژه و داشتن کنترل کامل روی نحوه پیشرفت  آن است. آنها فکر می‌کنند با این راه می‌توانند تمام انرژی خودشان را بر روی کاری که می‌خواهند بگذارند.

در بیشتر اوقات، این موضوع برعکس است. وقتی وارد کاری می‌شویم بیشتر زمان خود را صرف انجام کارهایی می‌کنیم که هیچوقت دوست نداشته‌ایم انجام دهیم.

خواه موضوع استخدام افراد، حسابداری، مشخص کردن فرایندهای کسب و کار، درگیر شدن در فعالیت‌های بازاریابی و غیره  باشد، اکثر اوقات ما مجبور هستیم بیشتر زمان و انرژی خود را برای کارهایی بگذاریم که نه تجربه‌ای در آنها داریم، نه علاقه‌ای به یادگرفتن آنها داریم.

درواقع، وقتی کار شما شروع شد، احتمالاً هیچکدام از کارهایی که دوستشان دارید را انجام نمی‌دهید.

درعوض باید زمان خود را به فکر کردن درمورد وضعیت استراتژی کار خود و نظارت بر پیاده کردن این استراتژی بگذرانید. خیلی از افراد این موضوع را نمی‌دانند و چیزی نیست که از آن خوششان بیاید.

تصور شماره 4:

اشتیاق شما برای تأثیر گذاشتن روی دیگران

توانایی تاثیر گذاری بر دیگران

خیلی‌ها برای تأثیر گذاشتن بر روی جامعه وارد یک کسب و کار می‌شوند. آنها می‌خواهند تأثیر مثبتی بگذارند و می‌خواهند این کار را با شغل خود انجام دهند. اما خیلی سریع متوجه می‌شوید که قدرت‌های شما بسیار محدود است و به سختی می‌توانید این کار را عملی کنید.

شاید شما می‌خواهید رئیس بهتری نسبت به کسانی باشید که این همه سال شما را استخدام کرده بودند. شما می‌خواهید به کارمندان خود شانس استفاده از فضای عالی کاری را بدهید.

حتی همین موضوع هم در بیشتر مواقع سخت است.

چیزی که فراموش می‌کنیم این است که احتمالاً رئیس‌های قبلی ما هم با همین آرزوها در کارهای مشابه ما بوده‌اند. آنها هم احتمالا بهترین نیات را در سر می پرورانده اند.

اداره کردن یک کسب و کار تجربه سخت‌تری نسبت به چیزی است که شما و رئیس شما در ذهن داشته اید.

قبل از اینکه متوجه بشوید با انواع مشکلات رو به رو خواهید شد. شغل شما درحال کم آوردن پول است. کارمندان اشتباه‌های بزرگ و هزینه‌بر انجام می‌دهند. مشتری‌ها درمورد خدمات شما شکایت می‌کنند. شما نمی‌توانید روش بازاریابی درستی برای جذب مشتری‌ها را ارائه بدهید.

در نتیجه، هر روزه بیشتر از قبل استرس به سراغ شما می‌آید. قدرت شما برای تصمیم درست گرفتن ضعیف‌تر می‌شود. دیگر نمی‌توانید درست بخوابید و وضعیت سلامت شما افت می‌کند.

حال تمام چیزی که در ذهن شماست این است که چطور از زندانی که در ذهن خود برای خودتان ساخته‌اید فرار کنید. چطور بدون اینکه کاملاً ورشکست شوید می‌توانید از شر این کار خلاص شوید؟

نتیجه‌گیری:

مطمئناً همه جوانب وارد شدن به یک کسب و کار، بد نیست. تمام این افکاری که برای اداره یک کسب و کار در ذهن خود دارید می‌توانند به واقعیت بپیوندند. اما برای خیلی از افراد اینطور نیست.

اگر اداره کردن یک کسب و کار آسان بود، همه این کار را می‌کردند. تا زمانی که یک نفر کسب و کاری درست کند که با تصوراتش همخوانی داشته باشد، سال‌های زیادی می‌گذرد. شاید 5، 10، یا حتی 20 سال طول بکشد تا به آنچه می‌خواستید برسید.

شاید هیچوقت نتوانید موفق بشوید. هیچ تضمینی برای ساختن یک کسب و کار موفق وجود ندارد. تنها چیزی که مشخص است، این است که برای این کار نیاز به تلاش، یادگیری و پیشرفت آهسته ولی مداوم هر روزه دارید.

میزان زمانی که این مدت طول می‌کشد، وابسته به فاکتور‌های زیر است:

  • گذشته کاری تان چه بوده
  • در طول راه چه تصمیم‌های می‌گیرید
  • برای گرفتن کمک از دیگران چقدر آمادگی دارید
  • چقدر قادر به یادگیری هستید
  • چقدر زود می‌توانید ذهنیت خودتان را از یک کارمند به یک کارآفرین تغییر بدهید

در آخر، اگر مطمئن هستید که می‌خواهید یک کارآفرین باشید، پس باید قبول کنید که واقعیت با چیزی که فکرش را می‌کردید متفاوت خواهد بود. شما هر روزه باید فداکاری‌های لازم را انجام دهید و به پیش بروید. هر روز باید تلاش کنید و از تلاش دست نکشید...

اگر تجربه ی جالبی داشتید که با هریک از این احساسات در محیط کاری تان رو به رو شده اید با ما به اشتراک بگذارید.

منبع : medium

مطالب مرتبط :

شما صاحب کسب و کار هستید یا کارآفرین؟

بزرگترین چالش‌هایی که پیش روی یک کارآفرین است

طرد شدن بخشی از کارآفرینی‌ست؛ چگونه با آن کنار بیاییم؟

8 ویژگی شگفت‌انگیز موفق‌ترین کارآفرینان جهان

هوای کسب و کارتان را داریم

با ثبت درخواست ، جدیدترین دوره های آموزشی ما را رایگان دریافت کنید

ما هم از اسپمر ها بیزاریم. از اطلاعات شما سو استفاده ای نخواهد شد.

ارسال نظر

شما هم میتوانید نظر خود را برای ما ارسال کنید

  • Google
  • Instagram
  • Aparat
  • Youtube
  • Telegram

درباره ما

ما اینجا از اکسیژن می گوییم ، اکسیژن کسب و کار یعنی هر آنچه برای شروع یک کار لازم است بدانید. با ما همراه باشید تا از تازه ترین اخبار کسب و کار مطلع شوید و ایده های کارآفرینی تان را عملی کنید. شما در اکسیژن وارد سه دنیای کسب و کار ، دنیای مدیریت و دنیای فردی می شوید و مهارت های لازم برای راه اندازی یک کسب و کار از قبیل مهارت مدیریت/رهبری ، بازاریابی و فروش ، برندسازی ، تبلیغات ، مذاکره و ارتباطات ، کارآفرینی و استارتاپ را فراگرفته و با فناوری های نوین و مدیریت کسب و کارهای آنلاین آشنا شده و با استفاده از راهنمای شغل آینده ی من ، بهترین شغل را برگزیده و به کمک مهارت های رشد و توسعه ی فردی ، آشنایی با سبک زندگی موفق و آزمون های خودشناسی به مطلوب ترین وضعیت برای راه اندازی یک کسب و کار می رسید و با الزامات شروع یک کار موفق آشنا می شوید.

نقل مطالب سايت تنها با ذکر منبع (www.odo.ac) و نام نويسنده و لینک به آن مطلب مجاز است و در غیر این صورت پیگرد قانونی دارد.

تماس باما

اکسیژن (هوای تازه کسب و کار) © 2018 تمامی حقوق برای سیستم مدیریت محتوای نویسه محفوظ می باشد